تبليغاتX
زمين و معدن
پرليت

 

پرليت نوعي سنگ آتشفشاني با تركيب اسيدي تا حدواسط است كه در محيط آب و يا مرطوب تشكيل مي شود . پرليت داراي بافت شيشه اي است و به سبب همراه داشتن آب ، اشكال كروي در آن ايجاد شده است . ميزلن اب همراه با پرليت در حدود 2 تا 5 درصد است . بعضي از دانشمندان معتقدند پرليت از هيدراسيون ابسدين حاصل گرديده است و آب موجود در آن بصورت مولكولي و هيدروكسيل است .نسبت مقدار اين دو نوع آب در پرليت به فراواني اكسيد كلسيم و منيزيم بستگي دارد . پرليت ها ناپايدارند و با گذشت زمان شروع به تبلور مي كنند و سپس خاصيت اصلي خود را از دست مي دهند . بيشتر پرليت هاي مرغوب به دوران سوم و چهارم زمين شناسي تعلق دارند . چنانچه پرليت آلتره شود ، به مونتموريلونيت ، اوپال و كلسدوني تبديل مي شود.

موارد مصرف:مصارف مهم پرليت منبسط شده عبارت است از : تهيه بتون سبك وزن ، پركننده ، عايق صوتي و حرارتي ، كشاورزي و بعنوان صافي و ساينده است . پرليت را مي توان به نسبتهاي مختلف با سيمان مخلوط كرد و از آن قطعه هاي سبك وزن تهيه كرد . ملات پرليت از ملات از ملات سيمان سبكتر ، هدايت گرمائي آن كم و جذب صداي آن بيشتر است . در رنگ سازي ،‌پلاستيك ، لاستيك و عايق بندي فضاي خالي ديوارهاي دوجداره نيز به كار مي رود . صفحات پرليتي را به كمك پرليت و يك ماده چسباننده نظير گچ مي توان تهيه نمود . اين صفحات وزن كم دارند و بعنوان عايقهاي خوب حرارتي و صوتي به كار مي روند . صفحات جذب صدا، از مخلوط پرليت و آسبست پرس شده تهيه مي گردند.

عايق حرارتي :مخلوط پرليت ، آسبست و يك ماده چسباننده نظير گچ بصورت عايق حرارتي بسيار خوبي به مصرف مي رسد كه از آن به منظور عايق بندي مخازن و لوله ها تا دماي 1000 درجه سانتي گراد استفاده مي شود.

  مصارف باغباني : اضافه كردن پرليت به خاك مزاياي مهمي دارد از جمله : ميزان جذب و نگهداري اب آن زياد است كه اين موضوع سبب مي گردد تا از تبخير آب جلوگيري شود و آب به مدت طولاني در خاك باقي بماند . مرطوب بودن خاك باعث مي شود تا نياز خاك به آب كمتر باشد و بدين ترتيب از شسته شدن مواد غذائي خاك جلوگيري مي كند.

وجود خلل و فرج در پرليت همراه با خاك ، تبادل هوا و خاك را فزوني مي بخشد و ريشه گياهان به راحتي در خاك رشد مي كند.

تهيه سيمان پوزولان و بتون

ماده اوليه مناسب براي تهيه انواع زئوليتها با استفاده از محلولهاي گرمابي

ساينده ها : به دليل داشتن سختي بالا 6-5

متالوژي : پرليت خام اگر بصورت يك لايه روي مواد مذاب قرار گيرد مانع اكسيده شدن ماده مذاب ، كاهش افت دما و جمع آوري سرباره مي شود .بنابراين آن را بصورت لايه نازك روي آسفالت مي ريزند تا باعث محافظت آن قبل ار استفاده شود.

سراميك: براي تهيه عناصر سيليس ، آلكالي و آلومينيوم مورد نياز براي سراميكها مي توان آن را جايگزين كوارتز و فلدسپات كرد.

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 1:26 |
آسبستها:

 

به كانيهائي كه داراي بافت اليافي هستند ، اصطلاحا آسبست مي گويند . آسبستها به دو گروه تقسيم مي شوند

1-      خانواده سرپانتينها :كه كاني مهم اين گروه كريزوتيل است .

2-      خانواده آمفيبولها كه داراي پنج كاني : آنتوفيليت كروسيدروليت اكتينوليت و اموسيت و ترموليت مي باشد.

 

موارد مصرف :آسبستها را بر اساس طول الياف ، انعطاف پذيري و رنگ به درجات مختلف تقسيم مي كنند 65 تا 70  درصد آسبستها در ساخت انواع محصولات آسبست سيماني به مصرف مي رسد .

كريزوتيل به راحتي به الياف بسيار ظريف ابريشمي قابل جدايش است . بيش از 95 درصد مصرف آسبستها به كريزوتيل اختصاص دارد . از كريزوتيل هاي طويل و مرغوب جهت بافت لباسهاي نسوز ، نمدها و ديگر محصولات نسوز استفاده مي شود .ارزش اقتصادي كريزوتيل به طول الياف آن بستگي دارد . آنتوفيليت ، اكتينوليت و ترموليت بعلت انعطاف ناپذيري و خاصيت شكنندگي مصارف محدود دارند.

آموسيت داراي الياف طويل و مقاوم در مقابل واكنش هاي شيميائي است بهمين دليل در ساخت ظروف شيميائي كاربرد دارد . همچنين در پوششهاي سبك حرارتي ، پوشش لوله ها ، بلوكهاي منيزيتي و سيمان نيز استفاده مي شود .

الياف كروسيدوليت بخوبي آموسيت نيست اما بدليل مقاومت در برابر واكنش هاي شيميائي از آن در ساخت ظروف استفاده مي شود همچنين در بافت پارچه هاي نسوز كاربرد دارد.

مهمترين محصولات اسبستي عبارتند از:

محصولات آسبست سيماني شامل لوله هاي اسبست سيماني ، ناوداني و صفحات ايرانيت

جامه هاي نسوز

كاغذهاي اسبستي كه بعنوان پوشش لوله ها و عايق هاي الكتريكي استفاده مي شود .

مواد مالشي و حرارتي :صفحه كلاج ، لنت ترمز انواع واشر

پركننده در آسفالت ، رنگ ، كاشي و پلاستيك

 

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 1:23 |
منشا منظومه شمسي

 

 دو انديشه اصلي در اين باره وجود دارد كه بر اساس آن ها منظومه شمسي از خورشيدي كهن يا سحابي خورشيدي پديد آمده است . تفاوت اين دو انديشه در اين است كه يكي عملكرد نيروي خارجي را براي تشكيل سيارات از خورشيد در نظر مي گيرد و ديگري انرژي مورد نياز براي تشكيل سيارات را درون سحابي خورشيد قديمي جستجو مي كند .عقيده اول توسط بافون و عقيده دوم توسط كانت بوجود آمد كانت معتقد بوئ كه درون سحابي خورشيدي اصلي مناطقي با چگالي كمي بيشتر از ميانگين چگالي سحابي بعنوان محلي براي اجتماع ماده عمل كرده و بدين ترتيب سيارات در مراكز اين مناطق رشد مي يابند. لاپلاس وضعيت ابتدائي خورشيد را بصورت توده اي از گازهاي رقيق چرخان در نظر گرفت  كه تمام حجم فعلي منظومه شمسي را در بر مي گرفت . انقباض اين توده كه با افزايش سرعت و چرخش همراه بود ، به جداشدن چند سري از حلقه هاي گازي بوسيله نيروي گريز از مركز منجر شد .سپس اين حلقه ها سرد شده سيارات را بوجود آوردند .

بعدها ماكسول نشان داد كه فيزيك منظومه شمسي با منشا فرضي لاپلاس جور در نمي آيد مشكلات اصلي در اين نهفته بود كه ممان زاويه اي در سيارات مجتمع بود نه در خورشيد و اينكه چه مكانيزمي مي تواند حلقه هاي گازي را بصورت سيارات مجتمع سازد .بنابراين نظريه لاپلاس از ارزش ساقط شد و بار ديگر نظريه بافون به شكلي ديگر ارائه شد .شباهت همه اين نظريه ها در تشكيل زمين و سيارات از مواد جداشده از خورشيد بعلت تصادم و يا نزديك شدن با ستاره اي ديگر است . چمبرالاين و مولتون تشكيل سيارات را ناشي از تجمع سيارك ها در نظر مي گيرند در حاليكه جينز و جفريز تشكيل سيارات را ناشي از سرد شدن توده هائي از گاز ملتهب مي دانند .

بنظر مي رسد نظريه اي كه ابتدائا توسط فون ويتسكر ارائه شد بيش از نطريات ديگر با واقعيت ها وفق دارد . اين نظريه خورشيد اوليه را توده اي در نظر مي گيرد كه با سرعت بسيار در حال چرخش است و بوسيله هاله اي عدسي شكل متشكل از ذرات جامد و گاز كه حركتي متلاطم دارند احاطه شده است در اين هاله عدسي شكل مركزي شبيه به گرداب بوجود مي ايدو موجب اجتماع ماده مي شود كه اين نيز بنوبه خود سيارات را بوجود مي آورد . اين نظريه اختلاف قابل توجه موجود بين اندازه و چگالي سيارات دروني و بيروني را توضيح مي دهد .در هاله عدسي شكل اوليه كه سارات از آن مجتمع شدند دما با افزايش فاصله از مركز به نسبت عكس مجذور فاصله كاهش مي يابد . به همين دليل در بخش بيروني مواد بيشتري مي توانند در مقايسه با بخشهاي دروني مجتمع شوند در منطقه سيارات دروني تنها تركيباتي كه فراريت كمتري دارند مي توانند مجتمع شوند در حاليكه در مناطق بيروني موادي جمع مي شوند كه دماي بحراني پائيني دارند .بعلت همين اختلاف سردشدن سيارات بيروني سريعتر و بزرگتر از سيارات دروني رشد كردند همچنين سيارات دروني كوچك و چگال هستند در حاليكه سيارات بيروني بزرگ بوده و وزن مخصوص كمي دارند . نظريه فون ويتسكر بخشي از فرضيه چمبرلاين را نيز در بر مي گيرد چراكه تشكيل سيارات را ناشي از تجمع ذرات جامد مي داند و نه ناشي از سردشدن گاز ملتهب.

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 1:22 |
سيليمانيت ، آندالوزيت ، كيانيت

سيليمانيت ،آندالوزيت ،كيانيت داراي تركيب يكسان AL2SiO5  مي باشد و فقط سيستم تبلور آنها متفاوت است .مجموعه اين كاني ها در سنگهاي دگرگوني تشكيل مي شوند . سيليمانيت و آندالوزيت در سنگهاي دگرگوني ناحيه اي درجه متوسط تا بالا و دگرگوني همبري تشكيل مي شوند .سنگهاي رسوبي غني از AL نقش مهمي در تشكيل اين كاني ها دارند .كيانيت غالبا همراه با كوارتزيت و شيستها گزارش شده است .فراواني اين كاني ها در ذخاير بزرگ شامل 25 تا 30 درصد است .

 

كاربرد :كاني هاي فوق جزو نسوزها هستند و براي تهيه ديرگدازهاي اسيدي و آلومينيوم سيليكاته مصرف مي شوند.

 

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 1:22 |
تكوين اقيانوس

تاريخچه اوليه هيدروسفر به خارج شذن مواد فرار زمين و وارد شدن آنها به سطح مربوط مي شود در رابطه با تغيير تركيب شيميائي آب اقيانوس ها ، افزايش نمكهاي محلول به يك آب اساسا شيرين و به عبارتي تبديل تدريجي تركيب آب دريا به تركيبي شبيه به تركيب امروزي آن احتمال مي رود . اما شواهد ديرينه شناسي و چينه شناسي نشان مي دهد كه مقدار نمكهاي محلول افزايش چنداني نداشته و تغييرات كوچك مانندافزايش اكسيژن به اتمسفر و تغيير پتانسيل اكسيداسيون آب دريا تاثيري بر روي نمك محلول ندارد اما باعث حضور آهن فرو در آب دريا مي شود . در شرايط فعلي آهن بصورت فريك اكسيده شده و سپس رسوب مي كند .تكوين شيميائي اقيانوسها را مي توان در قالب فرضيه هاي زير مورد بحث قرار داد .

1-   آب از تقطير يك اتمسفر اوليه توليد شده و كلريد طي زمان زمين شناسي به آن اضافه شده است (فرضيه حجم ثابت – كلريد آتشفشاني )

2-      كلريد و آب هر دو حاصل تقطير اتمسفر اوليه هستند (حجم ثابت – كلريد ثابت )

3-      اجزاي تشكيل دهنده آب دريا بتدريج ظاهر شدند (اقيانوس آتشفشاني - كلريد آتشفشاني)

4-     كلريد بصورت كلريد فلزي در سطح زمين حضور داشت و آب بتدريج طي زمان زمين شناسي از طريق فعاليت آتشفشاني افزوده شد (اقيانوس آتشفشاني – كلريد ثابت )

هيچ يك از نظريه هاي فوق را نمي توان بطور كامل پذيرفت  بر اساس عقايد موجود در رابطه با منشا زمين ، اقيانوسها بمحض اينكه سطح زمين به اندازه كافي براي تقطير سرد شد تشكيل شده اند .مقدار آب و شوري اقيانوسهاي اوليه ناشناخته مانده است طي تاريخ زمين شناسي اقيانوسها در اثر افزايش آبهاي ماگمائي اوليه رشد كردند. اين رشد احتمالا در اوايل تاريخ زمين از نرخ بيشتري برخوردار بوده است يعني همان زمان كه پوسته نازكتر ، دماي ميانگين بيشتر و گرماي راديوژن بيشتر باعث فعاليت آذرين شديد مي شد .ماهيت سنگهاي رسوبي و فسيلها نشان مي دهد كه مقدار مواد محلول طي زمان زمين شناسي ثابت مانده است .اين ثابت ماندن تقريبي تركيب آب دريا از راه واكنش هاي شيميائي پيچيده آلي حاصل شده است .

 

/ نوشته شده توسط سهيلا در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 1:21 |